محمد مهدى ملايرى
44
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در آن هست كه فقط با استفاده از فهرست كشيشان نسطورى قابل تشخيص بوده است چنين نتيجه مىشود كه جغرافياى موسى خورنى بيش از آنچه نمودارى از فهرستهاى رسمى دولتى ايران باشد تحت تأثير فهرست كشيشان نسطورى كه براى مراكز اسقفنشين تهيه مىشده است قرار داشته . « 1 » يك مطالعهء اجمالى از فهرست شهرستانهاى ايران نوشته موسى خورنى ، هم اين نظر ماركوارت را تائيد مىكند ، و هم تفاوتهائى را كه بين آن فهرست « 2 » با تقسيمات رسمى و ديوانى ايران ديده مىشود نشان مىدهد . * * * تقسيمات ايرانى جهان همچون پايه كارهاى علمى منجمان و رياضىدانان در زيجها و گاهشمارىها هرچند در انتقال مطالب اين منابع ايرانى به منابع عربى اسلامى در برخى از اصطلاحات آنها به تدريج دگرگونيهائى روى داده . و ظاهرترين آنها هم كلمه كشور است كه در عربى به كلمهء اقليم تبديل شده و در تقسيم جهانى به جاى هفت كشور ، هفت اقليم معروف گرديده ولى در اصول آنها كه هم در علم هيات و نجوم و گاهشمارى عربى اسلامى به كار مىرفت و هم در نظام تقسيمات كشورى كه مورد عمل ديوانهاى دولت و به ويژه ديوانهاى خراج و بريد بود تغييرات زيادى كه آنها را از اصول خود منحرف گرداند حاصل نگرديد . ياقوت كه كتاب معجم البلدان خود را در قرن هفتم هجرى تاليف كرده و تا زمان او قرنها از انتقال اين اصول به منابع عربى اسلامى گذشته بود دربارهء هيات اقاليم هفتگانه به گونهاى سخن مىگويد كه گوئى تنها روش مورد عمل در زمان او
--> ( 1 ) . ايرانشهر ، تاليف پروفسور ماركوارت ، ترجمه فارسى دكتر مريم ميراحمدى ، انتشارات اطلاعات تهران 1373 ، ص 24 و 25 . ( 2 ) . ترجمه فارسى اين فهرست را هم در صفحههاى 37 تا 39 همان كتاب خواهيد يافت .